Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیرون شد

تلفظ بین المللی : /bˈiruːn ʃˈod/ تلفظ :‌ [b'iRu:n S'od]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • با شدت بیرون انداختن
  • به بیرون جاری شدن
  • بیرون روان شدن
  • بیرون شدگی
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • جان بیرون شدن
  • بیرون شدن
  • برون شد
  • جذب شده بدرون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیرون شد. [ ش ُ ] ( مص مرکب مرخم ، اِ مص مرکب ) خروج. بیرون شدن. خارج شدن : درآمد و بیرون شد؛ خروج و دخول : زین یک نفس درآمد و بیرون شد حیات بردیم روزنامه بدیوان صبحگاه.خاقانی.رجوع به برون شدن و بیرون شدن شود. || ( اِ مرکب ) برون شد. بیرون شو. خروج. مقابل درآمد. دخول. مخرج. خرج. ( منتهی الارب ). محل بیرون شد؛ مخرج امر. بیرون شد کار. حائز؛ مرد سرگشته که بیرون شد کار نداند. ( یادداشت مؤلف ) : اگر ب...

فرهنگ عمید

راه بیرون شدن، محل خروج.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) خروج بیرون رفتن . ۲ - ( اسم ) مخرج محل خروج .

کلمات مرتبط

  • با شدت بیرون انداختن
  • به بیرون جاری شدن
  • بیرون روان شدن
  • بیرون شدگی
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • جان بیرون شدن
  • بیرون شدن
  • برون شد
  • جذب شده بدرون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات