Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیخود گشتن

تلفظ بین المللی : /bˈixod ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [b'ixod g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بدرود گفتن
  • بیخود
  • بِیخود
  • بیخود بیخود
  • بیخود شدن
  • بیخود از خود
  • بیخود شده
  • ادعای بیخود
  • از خود بیخود شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیخود گشتن. [ خوَدْ / خُدْ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیخود شدن. مدهوش شدن. از حال رفتن. سست شدن : امیر از خنده بیخود گشت و گفت... ( گلستان ). و رجوع به بیخود و بیخود شدن شود.

فرهنگ فارسی

بیخود شدن ٠ مدهوش شدن ٠ از حال رفتن ٠ سست شدن ٠

کلمات مرتبط

  • بدرود گفتن
  • بیخود
  • بِیخود
  • بیخود بیخود
  • بیخود شدن
  • بیخود از خود
  • بیخود شده
  • ادعای بیخود
  • از خود بیخود شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات