Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیابان نورد

تلفظ بین المللی : /biˈɑbɑn nˈavard/ تلفظ :‌ [bi'AbAn n'avaRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بیابان نوردی
  • بیابان
  • بیابان تاتارها
  • بیابان شهر
  • بیابان گرد
  • بیابان نشین
  • بیابان باد بسامان
  • بیابان زایی
  • بیابان یخ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیابان نورد. [ بان ْ، ن َ وَ ] ( نف مرکب ) بیابان گرد و سفرکننده در بیابانها. ( ناظم الاطباء ). بیابان نوردنده. بیابان گرد : تهیدست مردان پرحوصله بیابان نوردان بی قافله.سعدی. || قوی. پرطاقت برفتن در بیابانها : گزاره برد سپه را ز ده دوازده رودبمرکبان بیابان نورد کوه گذار.فرخی.بیابان نوردی چو کشتی بر آب که بالای سیرش نپرد عقاب.سعدی ( بوستان چ یوسفی ص 90 )....

فرهنگ عمید

انسان یا حیوانی که در بیابان ها می گردد، بیابان گرد.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) بیابان گرد

کلمات مرتبط

  • بیابان نوردی
  • بیابان
  • بیابان تاتارها
  • بیابان شهر
  • بیابان گرد
  • بیابان نشین
  • بیابان باد بسامان
  • بیابان زایی
  • بیابان یخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات