Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیابان نشین

تلفظ بین المللی : /biˈɑbɑn nˈeʃin/ تلفظ :‌ [bi'AbAn n'eSin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • موش جنگلی بیابان نشین
  • بیاباننشین
  • بیابان
  • بیابان تاتارها
  • بیابان شهر
  • بیابان گرد
  • بیابان نورد
  • بیابان باد بسامان
  • بیابان زایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیابان نشین. [ بان ْ، ن ِ ] ( نف مرکب ) صحرانشین و بدوی و مردمانی که در بیابان زندگی میکنند. ( ناظم الاطباء ). بیابان نشیننده. آنکه در بیابان زیست کند. صحرانشین. بدوی. چادرنشین : حاتم طایی که بیابان نشین بود اگر شهری بودی از جوش گدایان بیچاره شدی.( گلستان ). || گوشه نشین. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

کسی که در بیابان و در زیر چادر زندگی می کند، صحرانشین.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) آنکه در بیابان زیست کند صحرا نشین بدوی .

کلمات مرتبط

  • موش جنگلی بیابان نشین
  • بیاباننشین
  • بیابان
  • بیابان تاتارها
  • بیابان شهر
  • بیابان گرد
  • بیابان نورد
  • بیابان باد بسامان
  • بیابان زایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات