Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی قماش

تلفظ بین المللی : /bi q1ˈomɑʃ/ تلفظ :‌ [bi q1'omAS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بوقماش
  • بدقماش
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
  • بی ازار شیرازی عبدالکریم
  • بی اس ای
  • بی اشتهایی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی قماش. [ ق ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قماش ) که قماش نداشته باشد. بی رخت و بی اسباب و امتعه و اثاث بطور مطلق : در آن خرگاههای تهی و بی قماش و لاغریها افتادند و بسیار مردم از هر دستی بکشتند و این آن خبر پیشین بود که ترکمانان را بزدند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 493 ). رجوع به قماش شود.

فرهنگ فارسی

که قماش نداشته باشد . بی رخت و بی اسباب و امتعه و اثاث بطور مطلق .

کلمات مرتبط

  • بوقماش
  • بدقماش
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
  • بی ازار شیرازی عبدالکریم
  • بی اس ای
  • بی اشتهایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات