Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوقماش

تلفظ بین المللی : /buːq1mˈɑʃ/ تلفظ :‌ [bu:q1m'AS]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • طغای بوقاشیخ
  • بدقماش
  • الحاج بوقاش
  • ساریق بوقا
  • ساسی بوقا
  • برقاشیمی
  • بورمان مارتین
  • نارین بوقا
  • بودباش
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بوقماش. [ ق ُ ] ( اِ مرکب ) :
طاعت و احسان و علم و راستی را برگزین
گوش چون داری به قول بوقماش و بوقتب.
ناصرخسرو.
در فرهنگها قماش را به معنی ردی و هیچکاره از هر چیزی و مردم فرومایه و ناکس آورده اند. و ابوقماش و بوقماش دیده نشد. ظاهراً بوقماش ساخته خود شاعر است ، به معنی خر و گاو یا ستور مطلق و مجازاً احمق و ابله و سفیه به تناسب بوقتب.

فرهنگ معین

(قُ ) [ ع . ابوقماش ] ( اِ. ) نک بوقَتَب .

فرهنگ فارسی

( صفت ) در لغت نامه ها از قماش مطلق را بمعنی ردی و هیچکاره از هر چیزی و مردم فرومایه و ناکس آورده اند و ابو قماش دیده نشد . ظاهرا ابوقماش ساخته خود شاعر است بمعنی نخر و گاو یا ستور مطلق و مجاز احمق و ابله و سفیه بتناسب ابوقتب : طاعت و احسان و علم و راستی را برگزین - گوش چون داری بگفت بو قماش و بوقتب ?

کلمات مرتبط

  • طغای بوقاشیخ
  • بدقماش
  • الحاج بوقاش
  • ساریق بوقا
  • ساسی بوقا
  • برقاشیمی
  • بورمان مارتین
  • نارین بوقا
  • بودباش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات