معانی کلمه : بودباش
لغت نامه دهخدا
بودباش. ( اِ مرکب ) محل سکونت. منزل. ( فرهنگ فارسی معین ). منزل و مسکن. ( ناظم الاطباء ). || سکونت. ( آنندراج ). || خدمت. || خوراک. ( فرهنگ فارسی معین ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - منزل . ۲ - خدمت . ۳ - خوراک
مترادف و متضاد
اقامت، سکونت
خانه، منزل، مسکن، اقامتگاه، سکونتگاه
۱. خانه، منزل، مسکن، اقامتگاه، سکونتگاه
۲. اقامت، سکونت
abode (اسم)
منزل، مسکن، سکنی، بودگاه، بودباش، مقر
