معانی کلمه : باباشمل
لغت نامه دهخدا
باباشمل. [ ش َ م َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) لقب گونه ایست که به سردسته ٔلوطیهای هر محل و به رؤسای قاطرخانه شاهی دهند.
فرهنگ عمید
۱. ویژگی مرد حق و حساب دان.
۲. جوانمرد، لوطی.
۲. جوانمرد، لوطی.
فرهنگ معین
(شَ مَ ) (ص . اِ. ) ۱ - کنایه از: شخص درشت اندام و دارای رفتار خشن و بی ادبانه . ۲ - لوطی ، جاهل .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مرد حق و حساب دان، جوانمرد، لوطی
( صفت اسم ) لوطی داش مشدی .
( صفت اسم ) لوطی داش مشدی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
۱. داش، داشمشدی، لوطی ≠ نالوطی
۲. جاهل
