Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ باباملکی

تلفظ بین المللی : /bˈɑbˈɑmalˌaki/ تلفظ :‌ [b'Ab'Amal,aki]
لغت نامه دهخدا
  • سراب باباعلی
  • شیار بالاپلکی
  • باباعلی بیگ
  • بابامنیر شهر
  • کپه باباعلی
  • سرآب باباعلی
  • بابااسکی
  • باباالهی
  • بابابیکی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

باباملکی. [ م َ ل ِ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بویراحمدی کوه گیلویه فارس. ( جغرافیایی سیاسی کیهان ص 88 ). و رجوع به بویراحمدی شود.

کلمات مرتبط

  • سراب باباعلی
  • شیار بالاپلکی
  • باباعلی بیگ
  • بابامنیر شهر
  • کپه باباعلی
  • سرآب باباعلی
  • بابااسکی
  • باباالهی
  • بابابیکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات