Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بشنجیدن

تلفظ بین المللی : /beʃandʒˈidan/ تلفظ :‌ [beSandZ'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • بشنجیده
  • بنجیدن
  • بتنجیدن
  • بسنجیدن
  • بشجیدن
  • بشنیدن
  • بینجیدن
  • پشنجیدن
  • بسیجیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بشنجیدن. [ ب َ / ب ِ ش َ دَ ] ( مص ) پشنجیدن. پاشیدن. ( ناظم الاطباء ). بمعنی پاشیدن است و این لغت در دری استعمال شود و اهل تبرستان بمعنی ریختن و پاشیدن بکار برند وبحذف جیم نیز مخفف آن آمده است ، چنانکه گویند: آب کاسه را بشن ؛ یعنی بپاش و بریز. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). ریختن و پاشیدن. ( فرهنگ نظام ) : بخنجر همه تنش انجیده اندبر آن خاک خونش بشنجیده اند.لبیبی ( از رشیدی و انجمن آرا و آنندراج...

فرهنگ معین

(بِ شَ دَ ) (مص م . ) پاشیدن ، ریختن .

کلمات مرتبط

  • بشنجیده
  • بنجیدن
  • بتنجیدن
  • بسنجیدن
  • بشجیدن
  • بشنیدن
  • بینجیدن
  • پشنجیدن
  • بسیجیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات