معانی کلمه : بسنگ امدن
لغت نامه دهخدا
( بسنگ آمدن ) بسنگ آمدن. [ ب ِ س َم َ دَ ] ( مص مرکب ) سست و ضعیف شدن. ( ناظم الاطباء ).
- بسنگ آمدن پا و سنگ آمدن ؛ کنایه از زخمی شدن پا باشد. ( از آنندراج ).
- بسنگ آمدن پا و سنگ آمدن ؛ کنایه از زخمی شدن پا باشد. ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( بسنگ آمدن ) سست و ضعیف شدن .
