Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بانگ امدن

تلفظ بین المللی : /bˈɑnɡ ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [b'Ang 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بانگ آمدن
  • سر بسنگ امدن
  • بتنگ آمدن
  • بتنگ امدن
  • سر بسنگ آمدن
  • بسنگ آمدن
  • بسنگ امدن
  • بچنگ آمدن
  • بچنگ امدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( بانگ آمدن ) بانگ آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد رسیدن. آواز آمدن. آوایی شنیده شدن : حیلتی ساخت در کشتن فور به آنکه از جانب لشکر فور بانگی به نیرو آمد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 90 ).خاقان اکبر کز فلک بانگ آمدش کالامر لک در پای او دست ملک روح معلا ریخته.خاقانی.ناله ها کردم چنان کز چرخ بانگ آمد که بس ای عفی اﷲ در تو گویی ذره ای ز آن درگرفت.خاقانی.بانگ آمد از قنینه کاباد بر خرابی دریاب کار عشرت گر...

فرهنگ فارسی

( بانگ آمدن ) فریاد رسیدن آواز آمدن

کلمات مرتبط

  • بانگ آمدن
  • سر بسنگ امدن
  • بتنگ آمدن
  • بتنگ امدن
  • سر بسنگ آمدن
  • بسنگ آمدن
  • بسنگ امدن
  • بچنگ آمدن
  • بچنگ امدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات