Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بتنگ امدن

تلفظ بین المللی : /betˈanɡ ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [bet'ang 'a:mdan]
لغت نامه دهخدا
  • بتنگ آمدن
  • سر بسنگ امدن
  • بانگ آمدن
  • بانگ امدن
  • سر بسنگ آمدن
  • بسنگ آمدن
  • بسنگ امدن
  • بچنگ آمدن
  • بچنگ امدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( بتنگ آمدن ) بتنگ آمدن. [ ب ِ ت َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) تنگ آمدن. به جان آمدن. عاجز و ملول شدن. ( آنندراج ) :
هست برین فرش دورنگ آمده
هر کسی از کار بتنگ آمده.
نظامی.
بتنگ آمد دل از بی همدمیها رو بکوه آرم
مگر آنجا کنم پیوند فریادی به فریادی.
صائب.

کلمات مرتبط

  • بتنگ آمدن
  • سر بسنگ امدن
  • بانگ آمدن
  • بانگ امدن
  • سر بسنگ آمدن
  • بسنگ آمدن
  • بسنگ امدن
  • بچنگ آمدن
  • بچنگ امدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات