Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بساو

تلفظ بین المللی : /besˈɑv/ تلفظ :‌ [bes'Av]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بساوایی
  • بساوش
  • بساوند
  • وابسته به حس بساوایی
  • بساونده
  • بساویدن
  • بساویده
  • بساوش تنجی
  • بساوش گردی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بساو. [ ب َ ] ( فعل امر )از مصدر بساویدن. ( لغت فرس اسدی ص 416 ) :
بجانم که آزش همان نیز هست
ز هر سو بیارای و ببساو دست .
اوبهی.
رجوع به بساویدن ، پساویدن و بساییدن شود.

فرهنگ عمید

بساویدن#NAME?

= بساویدن

فرهنگ فارسی

از مصدر بساویدن .

کلمات مرتبط

  • بساوایی
  • بساوش
  • بساوند
  • وابسته به حس بساوایی
  • بساونده
  • بساویدن
  • بساویده
  • بساوش تنجی
  • بساوش گردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات