معانی کلمه : بساوایی
لغت نامه دهخدا
بساوایی. [ ب ِ / ب َیی ] ( حامص ) لامسه. ( واژه های نو فرهنگستان ایران ).
فرهنگ عمید
از حواس پنج گانۀ انسان که سردی، گرمی، زبری، و نرمی اشیا را به وسیلۀ پوست درمی یابد، لامسه.
فرهنگ معین
(بِ ) (حامص . ) لمس .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
یکی از حواس پنجگانه انسان که سردی وگرمی، وزبری و نرمی اشیائ را دریابد
۱- لمس . ۲- ( اسم ) لامسه .
۱- لمس . ۲- ( اسم ) لامسه .
مترادف و متضاد
لمس
لامسه ≠ چشایی، بویایی، بینایی
۱. لامسه
۲. لمس ≠ چشایی، بویایی، بینایی
tactility (اسم)
لمس، قابلیت لمس، بساوایی
