Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بساوش

تلفظ بین المللی : /besˈɑvoʃ/ تلفظ :‌ [bes'AvoS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بساوش تنجی
  • بساوش گردی
  • جابجایی بساوشی
  • باوش پینا
  • بساوایی
  • معصم البرساوش
  • بساوند
  • وابسته به حس بساوایی
  • برساوش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بساوش. [ ب ِ / ب َ وِ ] ( اِمص ) لمس. پرواس. پرماس. ببساوش. مجش. || ( اِ ) لامسه. قوه لامسه. حس لامسه. و رجوع به پسودن و بسودن شود.

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) لمس . ۲- ( اسم ) لامسه .

مترادف و متضاد

بساوایی، لامسه، لمس


کلمات مرتبط

  • بساوش تنجی
  • بساوش گردی
  • جابجایی بساوشی
  • باوش پینا
  • بساوایی
  • معصم البرساوش
  • بساوند
  • وابسته به حس بساوایی
  • برساوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات