برگذاشتن . [ ب َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) درگذرانیدن . برتر بردن . برافراختن . رفعت بخشیدن . (یادداشت دهخدا) : گر ایدون که زنهار خواهی ز من سرت برگذارم از این انجمن . فردوسی .بدست اندرون جز کمندی نداشت پس خسرو اندر همی برگذاشت . فردوسی .برکشیدی مرا به چرخ برین قدر من برگذاشتی ز قمر. فرخی .به دانش گرای ای برادر که دانش ترا برگذارد از این چرخ اخضر. ناصرخسرو.سر من آنجا باشد که خاک پای تو است اگرچه سر به ...