Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برگذشتن

تلفظ بین المللی : /barɡozˈaʃtan/ تلفظ :‌ [baRgoz'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • برگذشتنی
  • گر برگشتن
  • ا ز دین برگشتن
  • ب میهن خود برگشتن
  • بحال خود برگشتن
  • بحال نخستین برگشتن
  • بخانه برگشتن
  • به خود برگشتن
  • به عقب برگشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

برگذشتن. [ ب َ گ ُ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) طی شدن. سپری شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). گذشتن : دگر چاهساری که بی آب گشت فراوان بر او سالیان برگذشت.فردوسی.یک سال برگذشت که زی تو نیافت بارخویش تو آن یتیم نه همسایه ت آن فقیر.ناصرخسرو.چون برین قصه برگذشت بسی زو چو عنقا نشان نداد کسی.نظامی.بایزید می گوید دویست سال به بوستان برگذرد تا چون ما گلی دررسد. ( تذکرةالاولیاء عطار ). || تجاوز کردن. فزون تر شدن : ز سیم...

فرهنگ عمید

گذشتن، سپری شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) طی شدن سپری شدن : سه روز بر گذشت .

کلمات مرتبط

  • برگذشتنی
  • گر برگشتن
  • ا ز دین برگشتن
  • ب میهن خود برگشتن
  • بحال خود برگشتن
  • بحال نخستین برگشتن
  • بخانه برگشتن
  • به خود برگشتن
  • به عقب برگشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات