معانی کلمه : برون نهاد
فرهنگ فارسی
مقداری از کمیت اتفاقی که بیرون از حد آستانۀ معینی قرار گیرد
فرهنگستان زبان و ادب
{outlier} [مهندسی نقشه برداری] مقداری از کمیت اتفاقی که بیرون از حد آستانۀ معینی قرار گیرد

مقداری از کمیت اتفاقی که بیرون از حد آستانۀ معینی قرار گیرد