کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بیرون نهادن
تلفظ بین المللی :
/bˈiruːn nˈahˈɑdan/
تلفظ :
[b'iRu:n n'ah'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گام بیرون نهادن
از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
پا از چیزی بیرون یا برون گذاشتن یا نهادن
گام بیرون نهاد
برون نهادن
برون نهاد
ویژگی های نهادین و بیرونی
بیرون
بیرون از
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیرون نهادن. [ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خارج گذاشتن. رجوع به برون نهادن شود.
فرهنگ فارسی
خارج گذاشتن
کلمات مرتبط
گام بیرون نهادن
از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
پا از چیزی بیرون یا برون گذاشتن یا نهادن
گام بیرون نهاد
برون نهادن
برون نهاد
ویژگی های نهادین و بیرونی
بیرون
بیرون از
نظرات