برون . [ ب ُ ] (اِ) مطلق حلقه عموماً، و حلقه ٔ بینی شتر خصوصاً. (از برهان ).
برون . [ ب َرْ رو ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند، گوسفندی و بزی که پیشاپیش گله راه رود. (از برهان ). نهاز. || بز کوهی . (برهان ).
بیرون#NAME?
( ~.) ( اِ.) بیرون ، خارج .
(بُ) (حر اض .) برای ، به جهت .
بُروْن:(borwn) در گویش گنابادی یعنی دشت پر خار ، جایی که زیاد خار در آنجا میروید و مستعد رویش خار است. نام یکی از روستاهای گناباد
بیرون، خارج ≠ درون
۱. بیرون، خارج ≠ درون
۲. ظاهر، برونه ≠ باطن، درونه
۳. مستثنا