معانی کلمه : برون زاد
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ویژگی هر عامل یا مادهای که منشأ آن خارج از یک اندامگان باشد
مترادف و متضاد
exogenous (صفت)
دولپه، برون زاد، برونی، برون روینده، پیدازا
فرهنگستان زبان و ادب
{exogenous} [زیست شناسی-میکرب شناسی] ویژگی هر عامل یا ماده ای که منشأ آن خارج از یک اندامگان باشد
