Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ برایستادن

تلفظ بین المللی : /berˈɑjstˈɑdan/ تلفظ :‌ [beR'Ajst'Adan]
لغت نامه دهخدا
  • بر ایستادن
  • برایستاد کردن
  • برافتادن
  • بازایستادن
  • بایستانی
  • براوفتادن
  • درایستادن
  • بیستادن
  • تاسه برافتادن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

برایستادن . [ ب َ دَ ] (مص مرکب ) بپا خاستن . قائم شدن . || تأمل کردن . اندیشیدن : مرد که برایستاد نیافت در خود فرو گذاشتی چه چاکران ببیستگان خوار را خود عادت آنست که چنین کارها را بالا دهند واز عاقبت نیندیشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 158). || گرد آمدن : ابن برقی در کتاب آورده است که : وثب عمر الی اتان فنکحها؛ معنی آن این است که روزی عمر بخری برایستاد. (نقض الفضائح ص 274)....

کلمات مرتبط

  • بر ایستادن
  • برایستاد کردن
  • برافتادن
  • بازایستادن
  • بایستانی
  • براوفتادن
  • درایستادن
  • بیستادن
  • تاسه برافتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات