Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برافتادن

تلفظ بین المللی : /bˌaroftˈɑdan/ تلفظ :‌ [b,aRoft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تاسه برافتادن
  • رژیم برافتاده
  • بر افتادن
  • برافتاده
  • براوفتادن
  • برفتادن
  • زبان برافشاندن
  • سایه برافکندن
  • شور درافتادن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

برافتادن. [ ب َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) افتادن : وان قطره باران که برافتد بگل سرخ چون اشک عروس است برافتاده برخسار.منوچهری.رجوع به افتادن شود. || نابود گشتن. ( غیاث اللغات ) ( بهار عجم ) ( آنندراج ). ورافتادن. هلاک شدن. منقرض شدن. قلع و قمع شدن. مستأصل شدن : آلتونتاشیان همه ذلیل شدند و برافتادند. ( تاریخ بیهقی ). سیمجوریان برافتادند و کار سپاهسالاری بر امیر محمود قرار گرفت.( تاریخ بیهقی ). پس از بر ا...

فرهنگ عمید

۱. از میان رفتن، نابود شدن.
۲. از مد افتادن.

فرهنگ معین

(بَ. اُ دَ ) (مص ل . ) از میان رفتن ، از بین رفتن .

فرهنگ فارسی

از میان رفتن، نابودشدن، ازمدافتادن
( مصدر ) از میان رفتناز بین رفتننابود گشتن . ۲- ور افتادن از مد افتادن .

کلمات مرتبط

  • تاسه برافتادن
  • رژیم برافتاده
  • بر افتادن
  • برافتاده
  • براوفتادن
  • برفتادن
  • زبان برافشاندن
  • سایه برافکندن
  • شور درافتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات