کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-روی-کار-امدن | کلماتور
معانی کلمه : بر روی کار امدن
تلفظ بین المللی :
/bar rˈuje kˈɑr ˈaːmdan/
تلفظ :
[baR R'uje k'AR 'a:mdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بر روی کار آمدن
بر روی کار آوردن
بر روی کار اورد
بر روی
بر روی خود نیاوردن
بر روی سطح پخش کردن
بر روی نقشه نشان دادن
بر روی پایه نشاندن
بر روی شکم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( بر روی کار آمدن••• )
بر روی کار آمدن. [ ب َ ی ِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) بروی کار آمدن. روی کار آمدن. ظاهر و نمودار شدن. ( آنندراج ). درخشیدن. مصدر کار مهمی شدن.
فرهنگ فارسی
( بر روی کار آمدن )
بروی کار آمدن روی کار آمدن .
کلمات مرتبط
بر روی کار آمدن
بر روی کار آوردن
بر روی کار اورد
بر روی
بر روی خود نیاوردن
بر روی سطح پخش کردن
بر روی نقشه نشان دادن
بر روی پایه نشاندن
بر روی شکم
نظرات