کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بر روی خود نیاوردن
تلفظ بین المللی :
/bar rˈuje xod nˌajɑvˈardan/
تلفظ :
[baR R'uje xod n,ajAv'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بر رای خود ماندن
خوش بر و رو
بر روی
بر روی سطح پخش کردن
بر روی نقشه نشان دادن
بر روی پایه نشاندن
بر روی شکم
بر روی آب آمدن
بر روی آب آوردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
dissimulate
(فعل)
فریب دادن، پنهان کردن، خشکه مقدس بودن، بر روی خود نیاوردن، دورویی کردن
کلمات مرتبط
بر رای خود ماندن
خوش بر و رو
بر روی
بر روی سطح پخش کردن
بر روی نقشه نشان دادن
بر روی پایه نشاندن
بر روی شکم
بر روی آب آمدن
بر روی آب آوردن
نظرات