معانی کلمه : بدخویی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زشت خویی، تندخویی، بدخلقی.
فرهنگ فارسی
بد خلقی بد خیمی زشت خویی تند خویی مقابل خوش خویی نیک خویی.
مترادف و متضاد
اخم، تندخویی، زعارت، کجخلقی، بداخلاقی، بدخلقی، ترشرویی، عصبانیت ≠ خوشخویی، خوشرویی

اخم، تندخویی، زعارت، کجخلقی، بداخلاقی، بدخلقی، ترشرویی، عصبانیت ≠ خوشخویی، خوشرویی