Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیو بخوریده

تلفظ بین المللی : /dˈiv bˌoxorˈideː/ تلفظ :‌ [d'iv b,oxoR'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیو بخوریدن
  • دی بورید الومینیم
  • دی بورید هافنیم
  • رنیوم دی بورید
  • منیزیم دی بورید
  • دیو
  • دیو اباد
  • دیو اختر
  • دیو انجیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیو بخوریده. [ وْ ب ِ خوَ / خ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب )جن دار و مصروع. ( ناظم الاطباء ). آسیب زده و پری زده. ( آنندراج ). مخبل. ( السامی فی الاسامی چاپ عکسی ص 73 ). الذی مسه الشیطان باذی. ( حاشیه نسخه ای از السامی ).

فرهنگ فارسی

جن دار و مصروع .

کلمات مرتبط

  • دیو بخوریدن
  • دی بورید الومینیم
  • دی بورید هافنیم
  • رنیوم دی بورید
  • منیزیم دی بورید
  • دیو
  • دیو اباد
  • دیو اختر
  • دیو انجیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات