معانی کلمه : بدگویی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
سخن زشت گفتن، دشنام دادن.
فرهنگ فارسی
۱ - بد حرفی بد سخنی . ۲ - غیبت تهمت افترا .
مترادف و متضاد
بددهانی، بددهنی، زشتگویی، بدزبانی، تشنی، ناسزاگویی ≠ ستایشگری
۱. بددهانی، بددهنی، زشتگویی، بدزبانی، تشنی، ناسزاگویی ≠ ستایشگری
۲. افترا، تهمت، غیبت، نمامی
۳. سرزنش، قدح، مذمت، ملامت، نکوهش ≠ ستایش، مدح
واژه نامه بختیاریکا
بداهی؛ کُچ کُویر
تُف ونعلَت
تُف ونعلَت
