معانی کلمه : بازخواندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خواندن.
۲. دوباره خواندن؛ قرائت کردن.
۳. فراخواندن؛ احضار کردن.
۴. بازگرداندن.
۵. (مصدر لازم) مطابق بودن.
فرهنگ معین
(خا دَ) (مص م .) طلب کردن ، خواستن .

۱. خواندن.
۲. دوباره خواندن؛ قرائت کردن.
۳. فراخواندن؛ احضار کردن.
۴. بازگرداندن.
۵. (مصدر لازم) مطابق بودن.
(خا دَ) (مص م .) طلب کردن ، خواستن .