اطفاء. [ اِ ] ( ع مص ) ( از «طف ء» ) اطفاء آتش ؛ فرونشاندن آن تا سرد شود. ( از متن اللغة ). از میان بردن لهیب آتش و خاموش کردن آن. ( از اقرب الموارد ). فرونشاندن آتش را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فروکشتن آتش و چراغ. ( مجمل اللغة ) ( ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14 ). فروکشتن آتش. ( زوزنی ). کشتن آتش و کشتن چراغ. ( از منتخب )( غیاث اللغات ). کشتن چراغ و فرونشاندن آتش . و با لفظ کردن مستعمل. (...