استیحاش. [ اِ ] ( ع مص ) اندوهگین شدن. ( منتهی الارب ). دژم و ناخوش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). غمگین شدن. ناخوشدلی. دلتنگی. ( زمخشری ). || آزردگی. ( زمخشری ). || وحشت یافتن. ( منتهی الارب ). وحشت. رمیدن : از آنجا که شمول لطایف عواطف پادشاهانه و روایع صنایع شهنشاهانه پادشاه بود استیحاش و استنفار رکن الدین را به استیناس و استبشار مبدل گردانید. ( جهانگشای جوینی ). || در مثال ذیل ظاهراً به ...
فرهنگ عمید
ترسیدن، رمیدن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . )دلتنگ شدن . ۲ - وحشت یافتن . ۳ - رمیدن . ۴ - (اِمص . ) وحشت .
فرهنگ فارسی
وحشت یافتن، وحشت داشتن، بیمناک شدن، رمیدن، دلتنگ شدن، اندوهگین شدن ۱ - ( مصدر ) آزردن آزرده شدن تنگدل شدن . ۲ - ( اسم ) آزردگی تنگدلی ۳ - ( مصدر ) دچار وحشت شدن رمیدن . ۴ - ( اسم ) وحشت .