کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استحاله-کردن | کلماتور
معنی کلمه : استحاله کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌestehˈɑle kˈardan/
تلفظ :
[,esteh'Ale k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
احاله کردن
استحاله
استحاله دهنده
استحاله ناپذیر
استحاله یافتن
استحاله پذیری
استحاله دگرشکلی
استحاله مارتنزیتی
استحاله جوهری
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
reduce
(فعل)
خرد کردن، کاستن، خرد ساختن، کم کردن، تقلیل دادن، تنزل دادن، مطیع کردن، ساده کردن، استحاله کردن
کلمات مرتبط
احاله کردن
استحاله
استحاله دهنده
استحاله ناپذیر
استحاله یافتن
استحاله پذیری
استحاله دگرشکلی
استحاله مارتنزیتی
استحاله جوهری
نظرات