Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ استحماق

تلفظ بین المللی : /ˌestehmˈɑq1/ تلفظ :‌ [,estehm'Aq1]
لغت نامه دهخدا
  • استحقاق
  • استحقاق داشتن
  • استحمام
  • استحمام کردن
  • بدون استحقاق
  • دارای استحقاق
  • استحلاق
  • استحماد
  • استحماش
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

استحماق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) احمق شمردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). || کار احمقانه کردن. || گول و بی عقل شدن. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • استحقاق
  • استحقاق داشتن
  • استحمام
  • استحمام کردن
  • بدون استحقاق
  • دارای استحقاق
  • استحلاق
  • استحماد
  • استحماش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات