کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استحمام-کردن | کلماتور
معنی کلمه : استحمام کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌestehmˈɑm kˈardan/
تلفظ :
[,estehm'Am k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
استشمام کردن
استثمار کردن
اتمام حجت کردن با کسی
اتمام کردن
اتمام حجت کردن
استحمام
استحمام نشیمن
ازمایش استحکام تار ابریشم
استحکام
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
bathe
(فعل)
شستشو کردن، استحمام کردن
dib
(فعل)
استحمام کردن
کلمات مرتبط
استشمام کردن
استثمار کردن
اتمام حجت کردن با کسی
اتمام کردن
اتمام حجت کردن
استحمام
استحمام نشیمن
ازمایش استحکام تار ابریشم
استحکام
نظرات