استحقاق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سزاوار شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). سزاواری. سزاوار بودن. استیجاب. شایستگی. لیاقت. قابلیت. برازندگی. زیبندگی. اهلیت : اگر من که صاحب دیوان رسالتم ومخاطبات به استصواب من میرود او را این نبشتمی کس بر من عیب نکردی که به استحقاق نبشته بودمی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 397 ). تأخیر نمی کند بندگی و پرستش رااز استحقاق ذاتی که او راست جهت پرستش نمودن. ( ت...
فرهنگ عمید
۱. شایستگی، سزاواری. ۲. [قدیمی] نیازمندی.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . )شایسته بودن . ۲ - (اِمص . ) شایستگی ، لیاقت . ج . استحقاقات .
فرهنگ فارسی
حق داشتن، سزاوارشدن، سزاواربودن ، شایستگی، سزاواری ۱ - ( مصدر ) سزیدن سزاوار بودن سزاوار شدن . ۲ - ( اسم ) شایستگی سزاواری : به استحقاق مقام خویش را بدست آورد . جمع : استحقاقات .
مترادف و متضاد
سزاواری، شایستگی، لیاقت
merit (اسم)شایستگی، لیاقت، خدمت، استحقاق، سزاواریdesert (اسم)شایستگی، صحرا، بیابان، دشت، استحقاقtitle (اسم)لقب، عنوان، کنیه، اسم، نام، سرصفحه، برنامه، مقام، استحقاق، حق، صفحه عنوان کتاب، عنوان قبل از اسم شخص...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] شایستگی انسان برای مدح و دریافت عوض یا ثواب و سزاواری ذمّ عقاب از سوی خداوند را استحقاق گویند.استحقاق، اصطلاح کلامی و تفسیری است که بیش تر در مباحث معاد (احباط و تکفیر) و انتصاف و عدل الهی مطرح شده است. قبل از پرداختن به ماهیت و اسباب استحقاق و آرای متکلمان در این باره، لازم است، مفاهیم مربوط به آن، یعنی عوض، ثواب و عقاب، مدح و ذم و تفضل را تعریف کنیم. تعریف عوضعوض، نفع خالی از تعظیم و ...