معانی کلمه : ادرم
لغت نامه دهخدا
ادرم . [ اَ رَ ] (اِخ ) نام جائی است .
ادرم . [ اَ رَ ] (ع اِ) از اعلام مردان است .
فرهنگ عمید
( آدرم ) = تکلتو: مرد را آ کنده از گرد ستوران چشم و گوش / اسب را آغشته اندر خون مردان آدرم (عثمان مختاری: ۳۱۹ ).
فرهنگ معین
( آدرم ) (رَ ) ( اِ. )۱ - نمد زین اسب و مانند آن . ۲ - درفشی که با آن نمدزین را دوزند. ۳ - سلاح مانند خنجر و شمشیر.
فرهنگ فارسی
( آدرم ) ( اسم ) ۱ - نمد زین اسب و مانند آن تکلتو . ۲ - زینی که نمد زین آن دو نیم بود . ۳ - درفشکه بدان نمد زین دوزند . ۴ - سلاح مانند خنجر و شمشیر و تیر و کمان
نمد زین آدرمه
آذرم، آدرمه، ادرم: آترمه، آشرمه، نمدزین، تکلتو
نام جایی است
نمد زین آدرمه
آذرم، آدرمه، ادرم: آترمه، آشرمه، نمدزین، تکلتو
نام جایی است
