Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ادرمه

تلفظ بین المللی : /ˈaːdramˌeː/ تلفظ :‌ ['a:dRam,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آدرمه
  • بورسو ادمه
  • پیمان ادرنه
  • ادامه دادن
  • ادامه دهنده
  • ادامه ندادن
  • ادامه یافتن
  • به تصرف ملک ادامه دادن
  • بکاری ادامه دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ادرمه . [ ] (اِخ ) شهرکیست خرّم [ از جزیره ] با مردم بسیار. (حدود العالم ).

ادرمه . [ اَ رَ م َ / م ِ ] (اِ) نمدزین و تکلتو را گویند. (برهان ). آدرم . ادرم .

ادرمه. [ اَ رَ م َ / م ِ ] ( اِ ) نمدزین و تکلتو را گویند. ( برهان ). آدرم. ادرم.ادرمه. [ ] ( اِخ ) شهرکیست خرّم [ ا...

فرهنگ معین

(اَ رَ مِ) (اِ.) نک آدرم .

( آدرمه ) (رَ مِ ) ( اِ. ) نک آدرم .
(اَ رَ مِ ) (اِ. ) نک آدرم .

فرهنگ فارسی

( آدرمه ) ( اسم ) ۱ - نمد زین اسب و مانند آن تکلتو . ۲ - زینی که نمد زین آن دو نیم بود . ۳ - درفشکه بدان نمد زین دوزند . ۴ - سلاح مانند خنجر و شمشیر و تیر و کمان

کلمات مرتبط

  • آدرمه
  • بورسو ادمه
  • پیمان ادرنه
  • ادامه دادن
  • ادامه دهنده
  • ادامه ندادن
  • ادامه یافتن
  • به تصرف ملک ادامه دادن
  • بکاری ادامه دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات