Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آدرم

تلفظ بین المللی : /ˈɑdram/ تلفظ :‌ ['AdRam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ادرم
  • آدرمه
  • ادرمه
  • ادرمجاج
  • ادرملک
  • ادرمکش
  • ادرمیت
  • ادرمیدی زاده
  • حسین ادرمیدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آدرم . [ رَ ] (اِ) نمدزین . آدرمه . آترمه . ادرمه . آشرمه : مرد را آکنده از گرد سواران چشم و گوش اسب را آغشته اندر خون مردم آدرم . مختاری غزنوی .دو پهلوی من از خشکی بسوده چو آن اسبی که او را آدرم نه . شرف الدین شفروه .|| سلاح چون خنجر و شمشیر و تیر و کمان و امثال آن . صاحب فرهنگ منظومه گفته است : چیست انجام آخر کار است آدرم اسلحه که خونخوار است . || زینی که نمدزین او دونیم بود. || درفش که بدان نمد...

فرهنگ عمید

= تکلتو: ◻︎ مرد را آ کنده از گرد ستوران چشم و گوش / اسب را آغشته اندر خون مردان آدرم (عثمان مختاری: ۳۱۹).

فرهنگ معین

(رَ) ( اِ.)1 - نمد زین اسب و مانند آن . 2 - درفشی که با آن نمدزین را دوزند. 3 - سلاح مانند خنجر و شمشیر.


کلمات مرتبط

  • ادرم
  • آدرمه
  • ادرمه
  • ادرمجاج
  • ادرملک
  • ادرمکش
  • ادرمیت
  • ادرمیدی زاده
  • حسین ادرمیدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات