Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ابوملیکه

تلفظ بین المللی : /abumalˈikeː/ تلفظ :‌ [abumal'ike:]
لغت نامه دهخدا
  • ابو ملیکه
  • ابوسلیک گرگانی
  • ابوحلیقه
  • ابوحلیمه
  • ابوخلیفه
  • ابوطلیحه
  • ابوسلیک
  • ابولینه
  • ابومحیاه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ابوملیکة. [ اَ ؟ ک َ ] (اِخ ) ذماری . صحابی است .

ابوملیکة. [ اَ ؟ ک َ ] (اِخ ) قرشی . تیمی . زهیربن عبداﷲبن جدعان . صحابی است .

ابوملیکة. [ اَ ؟ ک َ ] (اِخ ) صحابی است . و شاید این صحابی همان حطیئه ٔ شاعر باشد.

ابوملیکة. [ اَ ؟ ک َ ] (اِخ ) جرول بن ایاس عبسی یا عنبسی معروف...

کلمات مرتبط

  • ابو ملیکه
  • ابوسلیک گرگانی
  • ابوحلیقه
  • ابوحلیمه
  • ابوخلیفه
  • ابوطلیحه
  • ابوسلیک
  • ابولینه
  • ابومحیاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات