Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ابوسلیک

تلفظ بین المللی : /abusˈalik/ تلفظ :‌ [abus'alik]
لغت نامه دهخدا
  • ابوسلیک گرگانی
  • بناکتی ابوسلیمان داود
  • دارانی ابوسلیمان
  • داود بن زربی ابوسلیمان
  • سجستانی ابوسلیمان
  • ابو سلیک
  • ابوسلیط
  • ابوسلیم
  • ابوسلیمان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ابوسلیک . [ اَ س ُ ل َ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح موسیقی ) رجوع به بوسلیک شود.

ابوسلیک . [ اَ س ُ ل َ ] (اِخ )گرگانی . نام شاعری مادح ملوک صفّاری . از اشعار او تنها پاره ای در لغت نامه ها بر جای است و از آن جمله :خون خود را گر بریزی بر زمین به که آب روی ریزی بر کناربت پرستیدن به از مردم پرست پند گیر و کار بند و گوش دار. ###به مژه دل ز من بدزدیدی ای به لب قاضی و ...

کلمات مرتبط

  • ابوسلیک گرگانی
  • بناکتی ابوسلیمان داود
  • دارانی ابوسلیمان
  • داود بن زربی ابوسلیمان
  • سجستانی ابوسلیمان
  • ابو سلیک
  • ابوسلیط
  • ابوسلیم
  • ابوسلیمان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات