کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابن-عجرد | کلماتور
معانی کلمه : ابن عجرد
تلفظ بین المللی :
/ˈebn ˈaːdʒard/
تلفظ :
['ebn 'a:dZaRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابوعجرد
ابن
آبن
ابن الماء
ابن الیوم
ابن السبیل
ابن اللبون
ابن الوقت
ابن ابی صادق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابن عجرد. [ اِ ن ُ ع َ ج َرْ رَ ] ( اِخ ) عبدالکریم. رئیس خوارج سیستان و خراسان و کرمان وقهستان. ابتدا عبدالکریم از اتباع عطیةبن اسود و عطیه پیرو نجدةبن عامر بود، سپس ابن عجرد خود بانی فرقه جدید گشت که به نسبت بدو عجارده نامیده شده اند.
فرهنگ فارسی
رئیس خوارج سیستان و خراسان و کرمان
کلمات مرتبط
ابوعجرد
ابن
آبن
ابن الماء
ابن الیوم
ابن السبیل
ابن اللبون
ابن الوقت
ابن ابی صادق
نظرات