Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آبخست

تلفظ بین المللی : /ˈɑbaxˌast/ تلفظ :‌ ['Abax,ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ابخست
  • شاه اخستان
  • آبستن
  • آبستنی
  • ابستن سازی
  • ابستن شدن
  • ابستن نشدنی
  • ابستن کردن
  • ابستن کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آبخست . [ خ َ ] (اِ مرکب ) جزیره : رفت در دریا بتنگی [ظ: بیکّی ] آبخست راه دور از نزد مردم دوردست . بوالمثال (از فرهنگ اسدی پاول هورن ). بردشان باد تند وموج بلندتا بیک آبخستشان افکند. عنصری .تنی چند از آن موج دریا برست رسیدند نزدیکی آبخست . عنصری . || (ن مف مرکب ) آب گز. یعنی میوه ای که قسمتی از آن بگردیده و تباه شده باشد. خایس : روی ترکان هست نازیبا و گست زرد و پرچین چون ترنج آبخست . علی فرقدی .و...

فرهنگ عمید

آبخوست#NAME?

فرهنگ معین

(خَ یا خُ) 1 - (اِمر.) جزیره . 2 - میوه ای که بخشی از آن فاسد شده ب اشد. 3 - (ص مر.) مردم بدسرشت .


کلمات مرتبط

  • ابخست
  • شاه اخستان
  • آبستن
  • آبستنی
  • ابستن سازی
  • ابستن شدن
  • ابستن نشدنی
  • ابستن کردن
  • ابستن کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات