Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاه اخستان

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑːh ˈaːxestˌɑn/ تلفظ :‌ [S'A:h 'a:xest,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اخستان اول شروان شاه
  • استانه شاه چراغ
  • استان راج شاهی
  • استانیسواو شیه لاینسکی
  • بیمار استاندارد شده
  • حکومت اسلامی عراق و شام استان خراسان
  • فهرست وام واژه های جایگزین شده در ترکی استانبولی
  • مناطق حفاظت شده استان گیلان
  • شاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاه اخستان. [ هَِ اَ س ِ ] ( اِخ ) ابن خاقان اکبر ابوالهیجاء فخرالدین منوچهربن فریدون شروانشاه :
خلعت انصاف می دوزد کمر
خدمت شاه اخستان کرد آفتاب.
خاقانی.
لشروان شاه آخستان یمن
تری سعد السعود علی النواحی.
خاقانی.
رجوع به اخستان شود.

فرهنگ فارسی

ابن خاقان اکبر ابوالهیجائ فخرالدین منوچهر بن فریدون شروانشاه .

کلمات مرتبط

  • اخستان اول شروان شاه
  • استانه شاه چراغ
  • استان راج شاهی
  • استانیسواو شیه لاینسکی
  • بیمار استاندارد شده
  • حکومت اسلامی عراق و شام استان خراسان
  • فهرست وام واژه های جایگزین شده در ترکی استانبولی
  • مناطق حفاظت شده استان گیلان
  • شاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات