هوا بسبزه گهر ریخت بلبل آب از چشمتو لاله وار نشین چشم جان پر خون داردگر بروی خوش گل که دیده دوخته مرغچو دیده ز آتش گل سوخت پاو سر هموار تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قافیه: محجوب
بحر: رمل مثمن محذوف
صنعت: تشبیه مطلق
وجود نافه گل را بخور مشک دهدز شمع غنچه اگر شعله سرکشد زانوارلبان غنچه بجو گر شراب مشکین بوستچو لاله هر چه بر افروخت چهره دوست مدار تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات
قافیه: معروف و مجهول جلی
بحر: رمل مثمن مخبون مقصور، صدر و ابتدا هر دو سالم
صنعت: تشبیه اضمار
تو نرگسش که بود سحر سامری بنگرولیکن این بود از عین دلبری بیمار تقطیع: فاعلن فعل فاعلن فعل
قافیه: اختلاف توجیه
بحر: متدارک مقطوع
صنعت: تاکید مدح بما یشبه الذم
پی چه بسته زبان گشته گم ز خود بلبلمگر گشاده زبان صاحب یمین و یسارنظام دین علی شیر بیشه اسلامکه یافت لوح و قلم از شعارش استظهارامور حشمت ازو خاتمه پذیرفتهرموز حکمت ازو ناشنفته در اسرار تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
قافیه: اختلاف حذو
بحر: رمل مثمن مخبون، صدر سالم
صنعت: تخلص
مروجی که چنان تازه ساخت جان سخنکه بسته چشم خرد از تصورش افکارملایک از طلب همدمیش بر در و بامملوک از طمع محرمیش بر در بار تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلن
قافیه: نفاذ
بحر: رمل مسدس مخبون محذوف، صدر و ابتدا سالم
صنعت: استعاره
یقین که هم علم عدل بر فرازد وییقین که هم جگر ظلم را گدازد زاررمیده است کنون از ممالکش زان جورکه او بامر تدارک سرش کند بردار تقطیع: فعلاتن فعلاتن مفاعلن
قافیه: اختلاف اشباع
بحر: غریب مخبون
صنعت: مدح موجه
عجب مدار ز دستش که کرده ام مانندبه بحر نیل که جاری بود از و انهارلطایف کرمش کام خلق شهری دادکف عنایت او شد چو بحری از ایثار تقطیع: مفعول مفاعیل فاعلاتن
قافیه: اختلاف حرف قید
بحر: قریب اخرب
صنعت: ایهام
یکی که وی نهدش زهر فی المثل در دستبگو بنوش که در کام اوست نوش گوارشراب در دهن دوستانش نوشین طعمشکر ببخت بد دشمنانش نیش خمار تقطیع: فاعلاتن مفاعلن فعلات
قافیه: اختلاف ردف
بحر: خفیف مسدس مخبون اصلم مسبغ- صدر و ابتدا سالم
صنعت: استعاره
یگانه آ سخنت را چو پیک باد آرددلی که مرده بود زنده سازد آن گفتاررسانده یی تو بدان پایه سخن کامروزجهان گرفته قیامت زصیت استشهاربجز تو کیست که آرد بنظم بیگه و گهگهر نثار کند کوه کوه بر احرار تقطیع: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن
قافیه: مکرر
بحر: رمثل مثمن جزوی مشکول جزوی سالم
صنعت: متضاد
اگر چه دل بتوا برار را قرین خواندولی کمند بدین حسن اعتقاد بر آردل تو ره بحق از عرش و انجمش بیش استبعالمی که کمند از گمان درو اخیار تقطیع: فعول فعلن فعول فعلن
قافیه: مقید مجرد
بحر: متقارب مقبوض اثلم
صنعت: اقتباس
وکیل رزق تویی ای بزرگوار از لطفنسیم خلق تو این مژده داد در اقطارخیال فتنه و غمزش گرفته است گلاببه شیشه کرده ز پاست گلاب از آن عطار تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
قافیه: ایطاء خفی
بحر: مجتث مخبون مقصور
صنعت: رد العجزعلی الصدر نوع اول
و رای طبع تو در از سخن که میباردتو طوطیی بسخن گفتن و شکر منقاراز آنجهت که نبودت زروی معنی مثلنبود عقلش ازین دعوی تو استکبارهنر بعهد تو دلجوترست و زیباترستم ز عدل تو رنجور تر ز بو تیمار تقطیع: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن
قافیه: ایطاء جلی
بحر: هزج مثمن اخرب
صنعت: ردالعجز نوع ثانی
دم مجادله تنها نه شورت از فضل استکه تیغ قهر تو بشکست قلب صد قهاربدست فضل تو نقد هنر کرمها نیستکه هست گنج نهانت کرامت از دو ار تقطیع: مفعول مفاعلن فعولن
قافیه: ایطاء جلی نوعی دیگر
بحر: هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف
صنعت: رد العجز نوع رابع
وجود نه فلکت خاک ره بهر قدمیستاده خیل ملک بر درت باستحضاردر تو بوسه دهد کعبه گر صفا جویدچنانکه بر قدمت چهره می نهد زوار تقطیع: مفتعلن مفتعلن مفتعلن
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: رجز مسدس مطوی
صنعت: رد العجز نوع ثالث
عقود گوهر و دامان زر تو افشانیبه خلق یا شده ریزان ز باد برگ بهاردری که بر سر خاصان کف تو میباردنریخت ابر چنان ژاله و ندید بحار تقطیع: مفتعلن فع مفتعلن فاع
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: منسرح مطوی مثمن منحور مجذوع
صنعت: تجاهل العارف
و جاهتت فلک از چهره ملک جویدکه آدمی نبود اینچنین تمام عیاریقین که یک قدم اندر سحر همی نچمندکه سوی تو ندمند آیتی ذوی الاذکار تقطیع: فعلن فعلن فعلن فعلان
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: رکض الخیل عروض و ضرب مذال
صنعت: جمع منفرد
دل عدوی تو در آتشی چو شمع آمدکه جان نبرد از آن سوختن بصد اصرارولیکنش بتر از این هلاک میخواهمبزاریی که نیارد حدیث استغفارلییم خصم تو از مدبری دم کشتنامید نیست که ایمان بدر برد ز انکار تقطیع: فعولن مفاعیلن فعولن مفاعیلن
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: طویل
صنعت: جمع و تفریق
تویی که ما بثنای تو عاجزیم آریکه دید چون تو خداوندی از صغار و کباراگر بمدح نه شایسته ایم جز ما نیستسزای مدح که ما بنده ایم و خدمتکار تقطیع: مفتعلن مفتعلن فاعلات
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: سریع مطوی موقوف
صنعت: تفریق و تقسیم
وجود کس نبود همچو خلق و مردمیتکه این نگفت به تلخی و آن نکرد آزاردگر چو همتت اندر جهان ندیده کسینکرده در همه عمر التماسی از اغیار تقطیع: فاعلات مفتعلن فاعلات مفتعلن
قافیه: ایطاء جلی نوعی دیگر
بحر: مقتضب مطوی
صنعت: جمع و تقسیم
سواد کلک تو هندوستانش در دستستچنین که ریزد از اینگونه قطره ها بقطارترا ز لطف خداوندی آمد این حشمتکه برده است از آن بحر درفشان ذخارقیاس خلق چه نامد ید ترا چشمهکه بخشش تو دوانید چشمه را در غار تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فاعلاتن فعلان
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: رمل مثمن مخبون عروض و ضرب اصلم مسبغ، صدر و ابتداء سالم
صنعت: جمع و تفریق و تقسیم
درون دشمن جاهت که بر قرار مبادنیافت هیچ دل از سوز حسرتش جز ناررفیق خصم تو نبود بجز دل بریانبهر چه دیده گریان او کند تیمار تقطیع: فاعلاتن مفاعلن فعلاتان
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: خفیف مسدس مخبون، صدر و ابتدا سالم عروض و ضرب مسبغ
صنعت: سحر حلال
تو خضر راهروانی بدانش و تحقیقتو شیلی و تو جنید از دلایل اطوارشک و یقین نبرد راه در کمالاتتکه در مقام عنایت نمودی استقرار تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: هزج مسدس عروض و ضرب مقصور
صنعت: تنسیق الصفات
یقین ربوده کلک تو صورت ما نیستکه سوزد از حسدش چون خطت کند اظهاراز آنکه زلف تو خال و خطیست رنگینشبسوخت صد دل سنگین و نسخ کرد اغیار تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلان
قافیه: ایطاء جلی نوع دیگر
بحر: هزج مسدس، عروض و ضرب مسبغ
صنعت: سیاقه الاعداد
رکاب خنک فلک پیش رخش تست کرانکه در هزیمت از او رفته شیر در پیکاربه پیش حمله او باد و آب سست تکنداگر چه هست به تن همچو سنگ زیر سوار تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قافیه: اکفاء
بحر: رمل مسدس محذوف
صنعت: حشو ملیح
جهان کیش برکت گرد مملکت گرددبسعی اگر حرکت ناید از تو چون پرگارولایت از حرکات قلم کنی معموراز آن زحق برکت میرسد به استکثار تقطیع : فعلاتن فعلاتن فعلن
قافیه: متراکب
بحر: رمل مسدس مخبوب محذوف
صنعت: ارسال المثل
در آنچه نیست بنفشه چو خط مکتوبتچه شک که نیست چو مهر پیمبری طومارتو فارغی و نظر چهره سوسنیش سفیداز آن بشارت و امید کاورد اخبار تقطیع: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلان
قافیه: مترادف
بحر: رجز مطوی مخبون، عروض و ضرب مذال
صنعت: لغز: نامه
دل کریم توام در دل افکند این ظنکه بارد از کرمت بر سرم در شهوارشود امید مرا هم دل تو حاجت بخشکه پاشیم گهر القصه بر سر و دینارمبین درین که رهی بر ستوده خود راز انکبریده است به شایستگی ره پندار تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
قافیه: متواتر
بحر: هزج مثمن سالم
صنعت: معما باسم امیر نظام الدین علی- حسن طلب
نه من که طی نکند کس محیط خط ثباتکه بر سپهر کشد کلک تو همی ادواردلیل ثابته و رهنمای سایره استدلت که دایره چرخ ازو بود دوار تقطیع: مفتعلن مفتعلن فاعلن
قافیه: متدارک
بحر: سریع مطوی مکشوف
صنعت: اضمار قبل الذکر
یقین ز قدر فلک شد که بنده درگاهتر از بهر سرافرازی است لیل و نهار دایره مجتلبه
نکرده ایم بجز مدحتت ستایش کسروا نباشدم این شیوه هم مگر ناچار دایره مختلفه
زبان چه میکنم آخر اگر نه بیگه و گهثنای تو نکنم در سخن همی تکرار دایره موتلفه
یقین که کار تو را شد ز علم شرع اساسیقین که کام ترا شد ز حلم و صبر حصار دایره مشتبهه
رفیق گشت ترا فضل و لطف یزدانینگاهدار تو باشد حراست جبار دایره متفقه
بطوع من نگشایم کمر ازین خدمتبصدق مدح تو کارم بود نه از اعسار دایره منتزعه
اگر خط تو دیده به سر من نهاده ام چه عجبزمانه بر خط تو سر نهد باستفخاردو دیده روشن از آن بر در تو ساید چرخکه کرده سجده ظاهر ترا اولوالابصارکر خط تو دیده بنده نادرابر خط تو سجده کرده ظاهرا تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن فعولن، فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدس محذوف – هزج مسدس محذوف
قافیه: اول مقید بتاسیس ثانی مطلق بتاسیس
صنعت: التدویر