بخش ۲۴ - رفتن بانو از حصار برای زینهار بخانه حاجی میرزا باقر جاور سیانی
قالب: مثنوینوشتار: نظم
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
پس آنگه یکی توسنی تند خواستبر آمد ببالای او گشت راستهمی چست راند آن سبک روح رایم قلزم وکشتی نوح راتو گفتی که ماهی است بالای ابرو یا آفتابی به درش هژبرتکاور همی راند در دشت و کوهسواران بگردش گروها گروهمحمد بدان پهلوان پیش رونهاده سر از بهر یاری گروبخود گفت بانو که امروز روزمرا نیست جز آه و افغان و سوزهمی شیر نوشم ز پستان مرگبخشکد درخت مرا سبز برگکه ای کاش مادر نزادی مراو یا در کف شیر دادی مراکه در جنگ شیران شدن غرق خونبه از دست خرگوش بودن زبون