ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کردهایصد دل شیدا به هم دست و گریبان کردهایصد چو مجنون آشکارا در بیابان طلبخویش را لیلیصفت در خیمه پنهان کردهایمیزند موج سرشکت لطمه بر کشتی چرخاز تنور سینه باز ای دیده طوفان کردهایای زلیخا با رسن بازی گیسوی درازصد چو یوسف در تک چاه زنخدان کردهایعاشقان بردند نامت مدعی شد در طلبوه که ایشان را به آن گفتن پشیمان کردهایغمزه را گفتی که بشکن توبه زهاد رافتنه مخمور را ساقی مستان کردهایارغوان رخ تن سمن شمشاد قد موضمیرانپای تا سر خویش را رشک گلستان کردهایزلف زنار و رخت میخانه محراب ابروانقبله گاهی رسم اندر کافرستان کردهایجای طوطی خطت بنشانده خال سیاهزاغ را بهر چه جا در شکرستان کردهایکس دگر آشفته شکرباز نشناسد زهندتا شکرریزی تواند ملک ایران کردهایاز نی کلک تو میریزد مدیح مرتضیشکرستانی عیان از این نیستان کردهای