گلوله. [ گ ُ لو ل َ / ل ِ ] ( اِ ) غلوله. قیاس شود با هندی باستان گلاو ( عدل ، لنگه )، کردی گلور ، گولوک ( گلوله )، ایضاً کردی ، کلول ( لوله ، غلطیدن ، سقوط سخت ) و ایضاً کردی ، گولوله . ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). غلوله که گروهه ریسمان و غیره باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). مهره. بندقه. پاره ای از سرب یا دیگر فلز گردکرده که در سلاحهای ناری به کار برند. زواله. غالوک....
فرهنگ عمید
۱. هرچیز گرد و به هم پیچیده: گلولهٴ نخ، گلولهٴ پنبه. ۲. (نظامی ) جسم مخروطی شکل فلزی که با سلاح گرم شلیک می شود.
فرهنگ معین
(گُ لِ ) (اِ. ) ۱ - هرچیز گرد و گلوله مانند. ۲ - فشنگ ، جسمی ساخته شده از سرب که برای تیراندازی در سلاح های گرم به کار می رود.
فرهنگ فارسی
هرچیزگردوبهم پیچیده مانندگلوله نخ یاگلوله پنبه، ونیزتکه فلزکه برای تیراندازی باتوپ یاتفنگ بکارمیرود، غلوله هم گویند(اسم ) ۱ - هر چیز گرد و پیچیدهگروهه : گلول. پنبه گلول. ریسمان گلول. نخ . ۲ - گویی کوچک از سنگ یا گل که بوسیل. کمان فلاخن تفک و غیره پرتاب کنند . ۳ - قطعه ای فلزی که در داخل آن مواد منفجره تعبیه شده و بوسیل. سلاح آتشین ( رولور تفنگ توپ و غیره ) پرتاب گردد . یا گلول. آتش زا . گلوله ایست...
دانشنامه عمومی
مچاله
گلوله، مرمی یا پرّانه جسمی است که از سلاح گرم یا سلاح بادی شلیک می شود. گلوله معمولاً از فلز (بیشتر سرب) ساخته می شود و معمولاً فاقد مواد منفجره است. آسیبی که به هدف وارد می کند صرفاً ناشی از ضربه جسم جامد آن است. گلوله در سلاح کمری یا تفنگ بخشی از فشنگ است.فشنگخشابجنگ افزارکلمه فارسی گلوله به صورت «غلوله» و «گولوله» نیز به کار رفته است. واژه گلوله یادگار دوره ای است که گلوله در سلاح ه...