کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گلوله-زدن | کلماتور
معانی کلمه : گلوله زدن
تلفظ بین المللی :
/ɡolˈuleː zˈadan/
تلفظ :
[gol'ule: z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با گلوله برف زدن
با گلوله کمانه دار زدن
گوله زدن
گالَه زدن
گلوله
گلوله باران
گلوله خوردن
گلوله رس
گلوله زن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گلوله زدن. [ گ ُ لو ل َ / ل ِ زَدَ ] ( مص مرکب ) انداختن گلوله. پرتاب کردن گلوله.
فرهنگ فارسی
انداختن گلوله پرتاب کردن گلوله .
مترادف و متضاد
shoot
(فعل)
رها کردن، زدن، جوانه زدن، درکردن، سبز شدن، پرتاب کردن، عکسبرداری کردن، گلوله زدن، رها شدن، امپول زدن، فیلمبرداری کردن، درد کردن
کلمات مرتبط
با گلوله برف زدن
با گلوله کمانه دار زدن
گوله زدن
گالَه زدن
گلوله
گلوله باران
گلوله خوردن
گلوله رس
گلوله زن
نظرات