کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گلوله-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گلوله کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡolˈuleː kˈardan/
تلفظ :
[gol'ule: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گلوله پیچ کردن
گلوله گلوله کردن
گلوله باران کردن
گوله پیچ کردن
گلوله باران کرد
گوله باران کردن
گوله کردن
لوله کردن
لوله کشی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گلوله کردن. [ گ ُ لو ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مدور کردن. گرد کردن. بشکل گلوله درآوردن. || مجازاً خوردن غذایی و این را در حال تعریض گویند: بشین غذا را گلوله کن ، یعنی زهرمار کن.
فرهنگ فارسی
مدور کردن گرد کردن بشکل گلوله در آوردن .
مترادف و متضاد
ball
(فعل)
رقصیدن، گلوله کردن
clue
(فعل)
گلوله کردن، بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clew
(فعل)
گلوله کردن، بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
کلمات مرتبط
گلوله پیچ کردن
گلوله گلوله کردن
گلوله باران کردن
گوله پیچ کردن
گلوله باران کرد
گوله باران کردن
گوله کردن
لوله کردن
لوله کشی کردن
نظرات